زودرفتـــــــــی گلم
بــــــــــه یادتو
دلم خزان عشق است و نقش خاطره تو برگی است که در غروب دیدار بر سطر سطر دفتر وجودم به اشتیاق می نشیند ، رخصتی خواهم تا به دور از دغدغه با تو نجوا کنم به دلت راهم ده غریبم ، به پناه آمده ام .
فریاد تنهایی مان به سخره های سنگی زندگی میخورد و ترانه غربت را در پهنه آسمان فاصله می گستراند ، لحظه ایست که گذشته را با قلم خستگی و مرکب اشک در دفتر حسرت و خاطره می گسترانم و به یاد تو مینشینم تا فرداهای نزدیک ... و امشب .... باز از تو خواهم نوشت با نگاه نیلوفری تا حوالی بی کسی از تو خواهم سرود ، ترانه ای خواهم کاشت و با گریه بارانم تو سبز خواهی شد در نبض کویری شعرهایم ، من فریادی خفته در سکوت مردابم و شاید سالیانی دیگر پیدا کنی چشمانی که حک شده بر تخته سنگی و تو آنروز بر فراز چشمانم نیلوفری بکار به یاد بی کسی مرداب ... به یاد غربت غمگینم ..
نظرات شما عزیزان:
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش
بزرگترین آرزوی تو باشد
کودکان گل فروش را می بینی!؟
مردان خانه به دوش
دخترکان تن فروش
مادران سیاه پوش
کاسبان دین فروش
محرابهای فرش پوش
زبانهای عشق فروش
انسانهای آدم فروش
همه را می بینی...؟!
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...!!!
عاشق بره ای خواهی شد
که تو را به علف خوردن وا می دارد
و رسالت عشق این است
شدنِ آنچه نیستی !
پاسخ:مرســـــــــي عزيزم لطف داريد
پاسخ:ممنون عزيزم لطف داريد
Power By:
LoxBlog.Com |